مرتضى مطهرى

255

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« اطلاعاتى كه راجع به جامعهء ايرانى مىتوانيم از منابع قديمه استخراج كنيم ، هر چند ناقص و پراكنده است ولى ما را با يك جامعه آشنا مىكند كه نيروى ذاتى و استحكام باطنى آن مبتنى بر علائق عميق و عتيقى بود كه راجع به پيوند خلل ناپذير دودمانى داشت . قوانين را براى پاسبانى خانواده ( خون نژاد ) و دارايى ( مالكيت ) وضع كرده بودند و به اين وسيله مىخواستند امتياز طبقات را با دقت هرچه تمامتر حفظ كنند . . . » « 1 » كريستن سن در فصل هشتم كتاب خويش نيز نمونه‌ها و دلايل و قرائنى براى زندگى خشن طبقاتى آن روز ذكر مىكند « 2 » دومزيل نيز در مقاله‌اى تحت عنوان « طبقات اجتماعى ايران قديم » توضيحاتى در اين زمينه داده است « 3 » مسألهء تعليمات عمومى و روحانيت دينى كه با هم مربوط بوده‌اند وضع خاصى داشته است . سعيد نفيسى مىگويد : « در اين دوره طبقهء روحانيان در ايران برترى كامل در همهء شؤون اجتماعى داشتند . روحانيان به سه دسته تقسيم مىشدند : نخست موبدان بودند . . . سركردهء موبدان به عنوان موبدان موبد يا موبد موبدان در پايتخت ، اول شخص مملكت و داراى اختيارات نامحدود بوده است . . . پس از موبدان طبقهء هيربدان بودند كه قضاوت و تعليم و تربيت فرزندان ، سپرده به ايشان بوده است ، و در اين دوره تعليم و تربيت و فراگرفتن علوم متداول انحصار به موبدزادگان و نجيب زادگان داشته و اكثريت نزديك به اتفاق فرزندان ايران از آن محروم بوده‌اند . پس از هيربدان ، طبقهء آذربدان بودند كه حكم متوليان و خادمان آتشكده‌ها و موقوفات بسيار آنها را داشته‌اند و وظيفهء ايشان نخست نگهدارى آتشهاى مقدس هر آتشكده‌اى و سپس شستشو و پاكيزه نگاهداشتن محوطهء آتشكده و اداره كردن مراسم دينى مانند نمازها و جشنهاى كستى بندان براى كودكان و زناشوييها و مراسم

--> ( 1 ) . همان ، ص 359 . ( 2 ) . رجوع شود به صفحات 388 و 390 و 425 و 426 و 532 همان كتاب . ( 3 ) . كتاب تمدن ايرانى ، ص 51 - 56 .